حسين فاطمى
126
گنجينه اخلاق ( جامع الدرر فاطمى ) ( فارسى )
اى كه خاك سر كوى تو معين چشمه خضر * اى كه خاك قدمت غيرت بستان ارم پاكى از پاكى تو آيه تطهير تو بس * عصمت از عصمت تو دست و بنانش به قلم اى ز اوصاف خوشت و صف خوشى مايه ستان * نزند پيش خوشى تو خوشى لاف منم اى ز خلق و شيَمت خلق شيم مائدهخواه * مايه گير از شيم و خلق تو خود خلق و شيم اى ز خاك قدمت آينه اسكندر * اى ز كان كرمت جام جهانبينى جم خجل از سبحه سجادهء زهدت يحيى * بنده قدس تو عيسى و كنيزت مريم فخر جاروب كشىّ حرمت با حوّا * شرف بندگى خاك درت با آدم همسرت حيدر و زو فخر كنى بر حوراء * پدرت احمد و زو طعنهزنى بر عالم در زمين فرش و سر كنگره عرش بساط * خانه در خاك و سر طارُم قدوّس حرم پوست در بستر و بيتالشرفت خلد برين * خشت زير سرو بر فرق مه و مهر قدم عرش بر خاك فتد تا كه ببوسد خاكت * بهر تعظيم درت پشت كند گردون خم ز امتان تو شرف برده مِنا و عرفات * فخر از كوى تو برداشته بطحا و حرم آفتاب از افق چرخ نيايد بيرون * ماهتاب تو زند گر به سر چرخ علم تاء تأنيث گر از آينه گردد منفك * برق عكس تو كند چهره آيينه دژم گر ترا نور و گر حور گر آدم خوانم * لفظ تنگ است و گرنه بود آن بر تو ستم معنى سوره قدرى و ظهور طاها * بضعه حضرت ياسين و به قرآن توأم در مديحه زينب كبرى اثر طبع آقا شيخ مهدى انصارى سراج الواعظين متخلّص به وهاج اى كه در عالم هستى به لباس بشرى * نام تو زينب و بر جمله زنان تاج سرى محرم راز نهان خانه قدسى ز ازل * خاك روبان درت هست همه حور و پرى طلعت و نور جمال تو كند تيره و تار * چشم خورشيد جهان تاب و هزاران قمرى بانوى عصمت و ناموس حيا و ادبى * صاحب عفت و داراى كمال و هنرى شمس ملك و ملكوتى و همه كون و مكان * طاق زرين قضايى و سپهر قدرى نور چشم نبوى طلعت نور علوى * اخت چالاك حسينى و ، ز زهرا تمرى عفت مريم و ناموس خديجه ز تو كرد * جلوه در عالم ناسوت كه عالى گهرى در دبستان ازل معرفت آموختهاى * وارث علم رسول اللّه و فضل پدرى